نماز چیست؟
روزی حضرت علی(ع) در مسجد کوفه جوانی را مشغول نماز خواندن دید.جوان با حضور قلب و توجه
تام نسبت به آداب نماز،نماز می خواند.حضرت به او فرمود:ای جوان،تاءویل نماز چیست؟
جوان عرض کرد:آیا نماز را جز عبودیت،تاءویلی است؟!که بدون آن،ناقص و ناپسند است.
تاءویل حقیقت نماز،عبارت است از:قربت،خلوص،حضور قلب و توجه، معرفت خدا و محبت
اهل بیت(ع)،که بدون آن هیچ عملی صحیح نخواهد بود،اگر چه در همه دهر صائم و روزه دار
باشد ودربین صفا و مروه به عبادت قیام کند.
آری،روح نماز همانا قربت و خلوص،توجه و حضور قلب،و معرفت
ومحبت اهل بیت (ع) است.۰
منبع: کتاب نماز از دیدگاه قرآن و حدیث

اهتمام علی علیهالسلام به نماز اوّل وقت
هنگامی که علی علیهالسلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار،
مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان میرسد تا نماز ظهر را بخواند].
ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که میکنید؟»
حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»
ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»
علی علیهالسلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است
که با آنها نبرد میکنیم.»
امام سجّاد (علیهالسّلام) و نماز اعرابی
عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد،
در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف
و کلمات هیچگونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و
خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دستهایش را
به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین
و چهار حوریه به من عطا فرما.»
از قضا امام سجّاد علیهالسّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتابزده
و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب،
کابین و ازدواج بزرگی را طلب میکنی!»
یعنی نمازی که تو با این وصف گزاردهای، شایستگی درخواست بهترین نعمتها
و عالیترین مکانها را از درگاه باریتعالی ندارد.

نماز در اوّل وقت و یك شمش طلا
مرحوم كلینى ، راوندى و برخى دیگر از بزرگان به نقل از شخصى به نام ابراهیم فرزند موسى
قزّاز - كه امام جماعت یكى از مساجد شهر خراسان (مسجد الرّضا علیه السلام ) بود -
حكایت نمایند:
روزى به محضر مبارك حضرت علىّ بن موسى الرّضاعلیهما السلام وارد شدم تا پیرامون
درخواستى كه قبلاً از آن حضرت كرده بودم ، صحبت نمایم ؛ و با كمك ایشان بتوانم مشكلات
زندگى خود و خانواده ام را بر طرف سازم .
در همین اثناء، امام علیه السلام در حال حركت و خروج از منزل بود و قصد داشت
كه جهت استقبال بعضى از شخصیّت ها به بیرون شهر برود.
من نیز همراه حضرت به راه افتادم ، در بین راه وقت نماز فرا رسید، پس امام
علیه السلام مسیر خود را به سمت ساختمانى كه در آن نزدیكى بود، تغییر داد.
و سپس در نزدیكى آن ساختمان ، كنار صخره اى فرود آمدیم ؛ و حضرت به من فرمود:
اى ابراهیم ! اذان بگو.
عرضه داشتم : صبر كنیم تا دیگر اصحاب و دوستان ، به ما ملحق شوند، بعد از آن نماز
را اقامه فرمائید؟
حضرت فرمود: خداوند تو را مورد مغفرت و رحمت واسعه خویش قرار دهد، مواظب باش
كه هیچ گاه نماز را از اوّل وقت آن ، تاءخیر نیندازى ، مگر آن كه ناچار و مجبور شوى ؛
و یا آن كه داراى عذرى - موجّه - باشى .
پس طبق فرمان امام علیه السلام اذان نماز را گفتم ؛ و سپس نماز را به امامت آن
حضرت اقامه نمودیم .
بعد از آن كه نماز، پایان یافت و سلام نماز را دادیم ، عرضه داشتم : یاابن رسول اللّه !
قبلاً خواهشى از شما - در رابطه با مشكلات زندگى خود و عائله ام - كرده بودم ؛ و
شما نیز وعده اى به من دادى ، كه مدّت زیادى از آن وعده سپرى شده است ؛ و من
سخت در فشار زندگى خود و خانواده ام مى باشم .
و با توجّه به مشغله هاى بسیارى كه شما دارید، نمى خواهم هر روز مزاحم اوقات
گرانبهاى شما گردم ، چنانچه ممكن باشد، عنایتى در حقّ من و خانوده ام بفرمائید.
هنگامى كه سخن من پایان یافت ، امام علیه السلام تبسّمى نمود؛ و سپس با
عصا و چوب دستى خود، مقدارى از خاك هاى روى زمین را محكم سائید.
بعد از آن ، حضرت دست مبارك خود را دراز نمود و بر روى آن خاكها زد، پس ناگهان
متوجّه شدم كه شمش طلائى را برداشت و تحویل من داد؛ و فرمود:
این را بگیر، خداوند متعال در آن ، برایت بركت و توسعه عطا گرداند، آن را هزینه
زندگى خود و عائله ات قرار بده .
و سپس حضرت افزود: آنچه را كه امروز مشاده كردى مكتوم و از دیگران مخفى بدار.
ابراهیم بن موسى قزّاز در پایان حكایت ، اضافه كرد: بعد از آن كه شمش طلا را
از امام رضا علیه السلام دریافت كردم و به منزل آمدم ، آن را فروختم و قیمت آن را كه
حدود هفتاد هزار دینار بود، هزینه زندگى خود و خانواده ام قرار دادم .
و خداوند متعال به بركت دعاى آن حضرت ، به قدرى بركت و توسعه به من عنایت نمود،
كه یكى از ثروتمندان معروف شهر خراسان قرار گرفتم .
منبع: مهر هشتم
بخش حریم رضوی